الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
229
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
در مسئله پنج نظريه وجود دارد : 1 . غايت داخل در مغيا نيست مطلقا ، در قبال تفصيلات بعدى ( و هذا قول صاحب الكفاية و الامام الخمينى و شيخ انصارى و نجم الائمه شيخ رضى ) . 2 . غايت داخل در مغيا هست مطلقا . 3 . اگر غايت از جنس مغيا باشد ، داخل در مغيا هست . مثل : صمت النهار الى الليل كه شب از جنس روز است و ماهيت هر دو ، زمان است . و مثل اقرأ القرآن من سورة فلان الى سورة فلان . و اگر غايت از جنس مغيا نباشد ، داخل در مغيا نيست . مثل : كل شىء حلال حتى تعرف انه حرام بعينه ، كه مغيا ، حليت است و غاية ، معرفة الحرام است و قطعا خارج از مغيا است ( اين تفصيل را ميرزاى نايينى پذيرفته ) . 4 . اگر غايت بعد از كلمهء « الى » باشد ، داخل در مغيا نيست . مثل : سر من البصرة الى الكوفة ، كه خود كوفه داخل در حكم وجوب سير نيست . و اگر غايت بعد از كلمهء « حتى » باشد ، داخل در حكم مغيا است . مثل : كل السمكة حتى رأسها ، كه رأس پس از « حتى » آمده و حكم اكل روى او بار مىشود ( و هذا قول الزمخشرى ) . 5 . نظريهء جناب مظفر : اگر ما باشيم و جملهء غائيه ، با قطعنظر از كليهء قرائن خارجى ، حق آن است كه ظهور ندارد در دخول غايت در مغيا و نه در عدم دخول بلكه تابع قرائن خاص است در هر مقامى . آرى ، در مواردى ، به دليل ثابت است كه غايت ، غايت خود حكم است . مثل : كل شىء لك حلال حتى تعرف انه حرام بعينه ، كه اينجا معرفة الحرام ، غايت حليت است . در اينجا دخول غايت ( يعنى معرفة الحرام ) در مغيا ، از حيث حكم ( يعنى حليت ) معنا و مفهومى ندارد . بعد از علم به حرمت ، ديگر حليت مفهومى ندارد . ثم ان : ( تنبيه ) « حتى » به دو معنا استعمال مىشود و دو قسم است : 1 . حتى جاره ، مثل ساير حروف جاره . 2 . حتى عاطفه ، مثل ساير حروف عاطفه . اين هر دو مشتركند در دخول بر غايت و اينكه ما بعدشان غايت است براى ما قبلشان ، اما در ما نحن فيه ( كه سخن از « دخول غايت در مغيا » است ) حكما فقط اين